پَــس اَز בوشیزِگی

خط خطے هاے مانـבگار

پَــس اَز בوشیزِگی

خط خطے هاے مانـבگار

درباره بلاگ
پَــس اَز בوشیزِگی

ایـטּ رפزهــا
عجیـب בلـم بـچگـے مـے خواهـב...
"خستـہ ام" ...
فـقط یـڪـ قـلم لطـفاً ...
مے خواهـم خـوבم را خط خـطے ڪـنـم

دنبال کنندگان ۵ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید
۲۶ خرداد ۹۳ ، ۲۱:۳۲

حذف وبلاگ


یه چند روز دچار وب دپرسی شده بودم!

یعنی راستش یه سری ادمای دنیای مجازی با کاراشون باعث به وجود اومدن این حس شدن!

هرچی فک میکردم با خودم میگفتن دلیل نوشتن تو دنیای مجازی چیه!

اینکه یه سری ادم ناشناس بیان بخونن و یه سری نظرات حرص آور بزارن و قضاوت نابجا کنن و منم هر دفعه از دست یه سری از مزاحمتاشون جل و پلاس جمع کنم برم یه سرویس دیگه یا یه ادرس دیگه و هی از تعداد دوستا کم کنم و نوع نوشتنم رو از بازتر به بسته تر تغییر بدم!

وقتی میخوای تو دفتر یا سررسید خاطره بنویسی با خودت میگی ممکنه کسی ببینه نوشته هامو برا همین پناه میبری به دنیای مجازی و وب نویسی!

ولی فکر اینو نمیکنی که در کنار یه سری دوستای خوب که پیدا میکنی یه سری مزاحم هم پیدا میکنی و اعصابت خط خطی میشه...

یا بقول خانوم شاد بیخودی بیام دنیای مجازی از خصوصی ترین چیزای زندگیم بنویسم که چی!؟ بیخود اطلاعات دست مردم بدم که چی؟!

خلاصه همه این فکرا با هم باعث شد به این نتیجه برسم که وب نویسی کار بیهوده ایه و زدم وبو که حذف شه!

میخواستم هم بدون سر و صدا برم که کسی جلومو نگیره...

بلاگ تا 48 ساعت بهت فرصت میده که اگه خواستی وبت رو دوباره برگردونی و نزاری حذف شه!

فردای همون روز (یعنی چهارشنبه) هم قرار بود بریم تهران واسه انژوگرافی مادرشوهر

یه روز دیگه مونده بود که وبم حذف شده دوباره با خودم فک کردم این همه برا داشتن این وب زحمت کشیدم و دلم نیومد همینطوری راحت بزنم حذف شه واسه همین فوری زدم لغو حذف شه...

با خودم گفتم حتی اگه دیر به دیر بیام یا چیزی هم ننویسم ولی وبم بزار به یادگار بمونه

 

آنژیوگرافی مادرشوهر هم با موفقیت انجام شد

سرجمع سه روز تهران بودیم و دورزه که برگشتیم

این دو روزه همه با هم در خدمت مادرشوهر و پرستاری کردن ازش و رسیدن به کارای خونه بودیم

الان دیگه حالش خیلی بهتره و تقریبا خودش هم میتونه از پس کاراش بر بیاد

البته فعلا خواهرشوهر بزرگ اومده اینجا و حواسش بهش هست

۹۳/۰۳/۲۶
ناهید بانو

نظرات  (۷)

۲۷ خرداد ۹۳ ، ۱۲:۲۸ سمیرا نامجو

سلااااااااااااااام ناهید گلم....خوبی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟آقاتون خوبه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

خوشحالم که مادر شوهر حالشون خوبه........و کاراش به خوبی انجام شده........

 

خو میومدی خونه ی ما میموندی یا اگه کمکی ازمون برمیومد میگفتی فدات شم........ما در خدمتیم....

 

خوب کردی وبتو حذف نکردی.....من که دلم خیلی تنگ میشد اونوقت که.....

 

ولشون کن این ادمای خنگولو....خودتو عشقهههههههههههههه.....این ادما جز خراب کردن خودشون

 

چیزی رو نشون نمیدن....

 

بوس.بوس.بوس

پاسخ:
سلااااام سلااااام به روی ماهت
تو خوبی عزیزم؟ علی اقا خوبه؟
اره خوب شد حذفش نکردما وگرنه خودم از تعجب شاخ درمیاوردم!!!
بعضی وقتا ادم یهو تصمیمی میگیره بعد پشیمون میشه، این از اون تصمیما بود :دی

فدای تو مهربون بشم من، خونه یکی از فامیلا بودیم
خدا رو شکر همه چی خوب پیش رفت
انشاله یه وقت دیگه زحمت میدیم ;-)
سلام ناهید بانو خوبی؟کجا میخای حذف کنی ؟ از ما اجازه گرفتی  اصن؟ من 5 روز دیگه دارم میرم سربازی هروقت اومدم بهت سرمیزنم چون دوست خوبی هستی.تا الانشم اگه نظری ندم اما همیشه میخونم اینجارو.ماهارو تهنا نذاری بریا.از ته دلم میگم یکی از بی ریاترین آدمایی بودی که تاحالا شناختمت.
راستی منم آموزشی افتادم سمنان!تابستون و گرمای اونجا!
نیام ببینم حذف کردیا!تغییر آدرسم دادی تو وبلاگم آدرس بذار بیام بخونم.مرسی ازت
:دی

پاسخ:
سلام شازده جان
مرسی تو خوبی؟ا
انشاله به سلامتی
نه خیالت راحت دیگه حذف نمیکنم ;-)
نسبت به من لطف داری
تو هم تو پس از دوشیزگی یکی از بهترین دوستایی هستی که برام به جا مونده
یادش به خیر اتفاقاقایی که افتاد، همه هم رفتن قاطی دغدغه هاشون شدن ولی تو با همه دغدغه هات هنوز هستی و این یعنی یه دوستیه واقعی
ممنون
انشاله موفق باشی و زود از سربازی برگردی
۲۷ خرداد ۹۳ ، ۲۰:۲۱ سمیرا نامجو

من و علی هم خوبیم تصدقت..........

 

خوب خدارو شکر پس اذیت نشدین.......

 

قدمتون سر چشممممممممممممم ما....هر وقت دوست داشتین تشریف بیارین.......

 

 

پاسخ:
عزیز دلمی تو :******
سلام
خوب کردی حذف نکردی
تو اینجا بیشتر از همه برا دل خودت مینویسی و نهایتا راهنمایی و دلگرمی بعضیهارو حس میکنی
دیگه چشمتو روی حرفهای آزاردهنده ببند و بگو ..لقشون
تو کار خودتو بکن
بهت حق میدم ولی بودن وب خوبه حتی اگه هر وقت دلت گرفت بیای بنویسی
نهایتا اگه چند ما هنتوسنتی بنویسی اون موقع تصمیم جدی تر بگیر

پاسخ:

مرسی الهام جان

آره منم به همینایی که تو میگی فکر کردم که حذف کردن پشیمون شدم ;-)

راستی وبت برا من فیلتره و منم فیلترشکن و سایفنم از کار افتاده :(((((

سلام
خوشحالم که وبت هنوز پابرجا میمونه و حذف نکردی
پاسخ:
ممنون مسعود جان
دیروز با گوشی کامنتا رو ج دادم، الانم، نمیدونم چرا نظرت تایید نشده بود، معذرت
سلام ناهید جون
باز به این بیان!
نمیدونم چی شد یاد وبت افتادم! کلی هم فکر کردم آدرست چی بود :(
ببخشید این یه مدت نمیومدم...
دلم برات تنگ شده بود

+ ببخشید بعد مدت ها بی خبری یهو اینو میگم ولی برای پدربزرگم فاتحه بفرست :(
پاسخ:

به بههههههههه ببین کی اومده

خوبی بهار جان؟

چقد کار خوبی کردی که اومدی

خیلی خوشحال شدم اسمتو تو کامنت دیدم :******

نه بابا این چه حرفیه حتما فاتحه میفرستم

خدا رحمتش کنه

khob kardi hazf nakardi veleshon kon baba...ahamiat nade...
پاسخ:

اوهوم

چشم

;-)