پَــس اَز בوشیزِگی

خط خطے هاے مانـבگار

عشق یعنی


عشق یعنی اینکه ...

آقات بدونه تو عاشق پفک و بستنی هستی و حتی وقتایی که خسته از سر کار اومده با خودش برات یه پفک یا بستنی بیاره و وارد خونه شه

تو هم ذوق زده شی و با عشق بپری جلو در و محکم دستاتو دور گردنش حلقه کنی تا خستگی از تنش دربره...

خانوم اجازه؟
ما عاشق این لحظه ها هستیم
ولی متاسفانه همه ش تو فیلما دیدیم :(
این عسکه که توش نه پفک هست نه بستنی نه عشق نه اون شوهره
عه! دستاش هم که بازه،‌حلقه نشده دور گردنش
کل تصورات و تخیلاتمون از این نوشته های شعف انگیز با این عکس پر پر شد که
پرنسس های مسئول لطفا رسیدگی کنن :هه هه

شما اصن سنت رسیده که میشینی فیلمای عاشقانه میبینی؟؟! هان هان؟؟؟؟

این عکس رو فقط کسایی درک میکنن که سنشون رسیده باشه و مجرد هم نباشن

بعله

پاستیلم بخره
لاستیک (پاستیل) دوس ندارم خخخخخخ
ایـטּ رפزهــا
عجیـب בلـم بـچگـے مـے خواهـב...
"خستـہ ام" ...
فـقط یـڪـ قـلم لطـفاً ...
مے خواهـم خـوבم را خط خـطے ڪـنـم

------------------

دیری است که از زندان های طبیعت ، تاریخ ، ما و من رها شده ام و رسیده ام به دشت هموار و بی کرانه ی رهایی ، مطلق ، بی رنگی و بی سویی ، حیرت،عطش ،عبث ،پوچی.

و اکنون ازآن وادی نیز گذشته ام و رسیده ام به کشوری که برآن گام هیچ کلمه ای نرفته است و خراش هیچ نگاهی بر آن نیفتاده و پاکی بکر آن را پلیدی هیچ فهمی نیالوده است .من اکنون کاشف اقلیمی هستم که خود خالق آنم!و که می داند چه می گویم؟چه احساس می کنم ؟ کجایم؟

دنبال کنندگان ۶ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید
آرشیو مطالب
Designed By Erfan Powered by Bayan