پَــس اَز בوشیزِگی

خط خطے هاے مانـבگار

سفر به تهران

فردا با مامان و داداش راهی تهرون میشیم

شوشو خان که منو هیجا نمیبره، یه ساله پوسیدم تو خونه، حداقل خودم برم یه هوایی عوض کنم و ابجی گلمو ببینم دلم براش تنگ شده

ادامه ماجرای جاری رو اونجا اگه نت داشتم مینویسم

خوش بگذره!!!!
ممنون شادی جون 😘
ایـטּ رפزهــا
عجیـب בلـم بـچگـے مـے خواهـב...
"خستـہ ام" ...
فـقط یـڪـ قـلم لطـفاً ...
مے خواهـم خـوבم را خط خـطے ڪـنـم

------------------

دیری است که از زندان های طبیعت ، تاریخ ، ما و من رها شده ام و رسیده ام به دشت هموار و بی کرانه ی رهایی ، مطلق ، بی رنگی و بی سویی ، حیرت،عطش ،عبث ،پوچی.

و اکنون ازآن وادی نیز گذشته ام و رسیده ام به کشوری که برآن گام هیچ کلمه ای نرفته است و خراش هیچ نگاهی بر آن نیفتاده و پاکی بکر آن را پلیدی هیچ فهمی نیالوده است .من اکنون کاشف اقلیمی هستم که خود خالق آنم!و که می داند چه می گویم؟چه احساس می کنم ؟ کجایم؟

دنبال کنندگان ۶ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید
آرشیو مطالب
Designed By Erfan Powered by Bayan