پَــس اَز בوشیزِگی

خط خطے هاے مانـבگار

پس از دوشیزگی بسمت متلاشی شدن

از دو روز مونده با عاشورا خونه بابا هستم

دعوا کردم و برداشتم اومدم خونه بابا

تصمیمم جدیه و میخوام خودمو از این وضعیت خلاص کنم و طلاق بگیرم

دیگه نزدیک دو هفته میشه که اینجام و از جناب شوهر هیچ گونه خبری نیست

اگه مرض گشادیسم یاری کرد شاید اومدم و مفصل تر نوشتم

سلام خوبی؟
چی شده؟ کاش مفصلتر می نوشتی
مینویسم اگه این حوصله لعنتی  بزاره
دوست مهربون من ایشالا همه چی درشت شه
بیا مفصل همه چیزو بنویس
ممنون گلم الان مثلا اومدم مفصل توضیح بدم
ولی این لپ تاپه هم انگار مثل خودم به درد خستگی و بی حوصلگی دچار شده
نمیدونم صفحه کلیدش چه مرگشه که من مینویسم اون نمینویسه!
ایـטּ رפزهــا
عجیـب בلـم بـچگـے مـے خواهـב...
"خستـہ ام" ...
فـقط یـڪـ قـلم لطـفاً ...
مے خواهـم خـوבم را خط خـطے ڪـنـم

------------------

دیری است که از زندان های طبیعت ، تاریخ ، ما و من رها شده ام و رسیده ام به دشت هموار و بی کرانه ی رهایی ، مطلق ، بی رنگی و بی سویی ، حیرت،عطش ،عبث ،پوچی.

و اکنون ازآن وادی نیز گذشته ام و رسیده ام به کشوری که برآن گام هیچ کلمه ای نرفته است و خراش هیچ نگاهی بر آن نیفتاده و پاکی بکر آن را پلیدی هیچ فهمی نیالوده است .من اکنون کاشف اقلیمی هستم که خود خالق آنم!و که می داند چه می گویم؟چه احساس می کنم ؟ کجایم؟

دنبال کنندگان ۶ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید
آرشیو مطالب
Designed By Erfan Powered by Bayan