پَــس اَز בوشیزِگی

خط خطے هاے مانـבگار

بوی عشق!

و چه لذت بخش است وقتی متوجه میشوی آینه ماشین را جوری تنظیم کرده است که به تو مسلط باشد و دزدکی تو را دید بزند، یک چیزی درون قلبت قیلی ویلی میرود!!!...


پ.ن: متن بالا بوی عشق می دهد، خبر از عشق، خبر از بیدار شدن قلب زنی که سالهاست پوسیده و زنگ زده گوشه ای تنها فقط غصه ها را در خود تلنبار کرده است... 

وااای الهی عزیزم
خدایا به زندگی ناهیدجان ما یه لبخند بزن
مواظب باشیا ناهیدم اشتباه نکنی
امیدوارم خوشبخت شی
مرسی از ذوق زیبایی که کردی عزیزم :دی
فدای تو
سلام خوبی؟
به به چه خبریییی خوش خبر باشی.
اگه خواشتی یکم بیشتر بگو من که نفهمیدم عشق کی :(
سلام گلم
خخخخخ بعضی وقتها باید مبهم نوشت P:
ایـטּ رפزهــا
عجیـب בلـم بـچگـے مـے خواهـב...
"خستـہ ام" ...
فـقط یـڪـ قـلم لطـفاً ...
مے خواهـم خـوבم را خط خـطے ڪـنـم

------------------

دیری است که از زندان های طبیعت ، تاریخ ، ما و من رها شده ام و رسیده ام به دشت هموار و بی کرانه ی رهایی ، مطلق ، بی رنگی و بی سویی ، حیرت،عطش ،عبث ،پوچی.

و اکنون ازآن وادی نیز گذشته ام و رسیده ام به کشوری که برآن گام هیچ کلمه ای نرفته است و خراش هیچ نگاهی بر آن نیفتاده و پاکی بکر آن را پلیدی هیچ فهمی نیالوده است .من اکنون کاشف اقلیمی هستم که خود خالق آنم!و که می داند چه می گویم؟چه احساس می کنم ؟ کجایم؟

دنبال کنندگان ۶ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید
آرشیو مطالب
Designed By Erfan Powered by Bayan