پَــس اَز בوشیزِگی

خط خطے هاے مانـבگار

پَــس اَز בوشیزِگی

خط خطے هاے مانـבگار

درباره بلاگ
پَــس اَز בوشیزِگی

ایـטּ رפزهــا
عجیـب בلـم بـچگـے مـے خواهـב...
"خستـہ ام" ...
فـقط یـڪـ قـلم لطـفاً ...
مے خواهـم خـوבم را خط خـطے ڪـنـم

دنبال کنندگان ۵ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید
۰۳ دی ۹۶ ، ۰۰:۲۴

کانال پس از دوشیزگی

آره میدونم با خودم یه قول و قرارایی گذاشته بودم، میدونم یه تصمیماتی گرفته بودم ولی هیچ حرکتی براشون نکردم!

از اون موقع تا الان هر روز لابه لای مشغله هام به خودم یادداوری میکنم که وبلاگت یادت نره، اما دیگه واقعا دست و دلم به نوشتن اینجا نمیره!

بعضی وقتا واقعا سخته مخالف دنیا قدم برداشتن

این روزا دور افتاده رو تلگرام و گوشی و راحتی... و اینجا سالی یه بار به زور یه پرنده پر میزنه

سخته بیای و ببینی اونایی که یه زمانی دنبالت میکردن نیستن

اونایی که تشویقت به نوشتن میکردن و روزمرگی هات براشون مهم بود

مخصوصا که از تاسیس وبلاگ تا الان 7 سال گذشته و وقتی میری نوشته های هفت سال پیشت رو میخونی از طرز فکر خودت خنده ات میگیره

که چیا فکر میکردی و مینوشتی و الان چیا شده

چه چیزایی که اون موقع برات ناراحت کننده یا خوشحال کننده بوده و الان به کل فراموش کردی!

و فقط به این نتیجه میرسی که فقط تشویقای دوستات باعث میشده 7 سال ادامه بدی و الان اکثر اون دوستا دیگه با وب نویسی خداحافظی کردن و توی تلگرام و اینستاگرام پرسه میزنن

اینجا رو فعلا میخوام تعطیل کنم، شاید باز به سرم بزنه و بیام بنویسم، نمیتونم کامل ازش دل بکنم، هرچی باشه اینا خاطرای من هستش، چه خوب و چه بد...


اما به جاش فعلا تو تلگرام به همین اسم یه کانال زدم که همین امشب فکرش به ذهنم خطور کرده و هنوز هیچی توش ننوشتم

اما از همه دوستایی که پیگیر پس از دوشیزگی بودن دعوت میکنم به کانال تلگرامی پس از دوشیزگی


آدرس کانال:       http://t.me/aftervirginity



دیگه اینکه حوصله ادامه دادن به ناگفته های پس از دوشیزگی رو ندارم

چیزایی که گذشته دیگه مهم نیست مهم اینه که من بالاخره به چیزی که میخواستم رسیدم و الان دیگه نزدیکهای 1 ساله که من با خیال راحت سرمو رو بالش میزارم و میخوابم، مهم اینه از تصمیمم هیچ وقت پشیمون نشدم و افسوس میخورم که چرا زودتر به این قاطعیت تصمیم نگرفتم

من بعد از اینکه از تصمیم خودم مطمین شدم رفتم با یه مشاوره مشورت کردم

از بی مسولیتیهای شوشو گفتم، از اعتیادش گفتم، از گیرایی خانواده اش گفتم، از شرطی که گذاشتم و انجام نداد گفتم

دو جلسه رفتم و فقط گفتم و گفتم و مشاوره منو نسبت به تصمیم قانع تر کرد و با جدیدت تمام تصمیمم رو عملی کردم و هر دفعه که یادم می افته چیکار کردم فقط خدا رو شکر میکنم...

۹۶/۱۰/۰۳
ناهید بانو

نظرات  (۳)

سلام خوبی؟
ای کاش بازم اینجا بنویسی... نمی دونم چرا من هنوزم نوستالژی فکر می کردم تو وبلاگ نوشتن رو به کانال و تلگرام ترجیح میدم. اینجا هرچی خلوت بشه بازم برام حس آرامش داره...
پاسخ:
سلام گلم
اتفاقا اون حس نوستالژی بودن و خلوت بودنشه که نمیزاره به طور کامل ازش دل بکنم
اما چون همیشه و هر لحظه به لپ تاپم دسترسی ندارم یا اینکه حسم نمیکشه روشن کنم و وصل بشم منو از تصمیمم دور میکنه😔
اما خب با گوشی هر لحظه یهو اراده کنی میتونی ذهنتو خالی کنی، این مزیتش خوبه😉
خو تکلیف ما چیه خواهر که نه تلگ داریم نه اینستا پینستا اماااااا

یه عاااااالمه دوست داریم و دوست داریم

بوووووووس مووووووس
پاسخ:
هی وای من🤔🙈
خو شما هم یه تلگرام نسخه کامپیوتری بنصب
هم اینستا هم تلگرام رو حتی میتونی با مرورگر هم وارد بشی و چک کنی😄
سلاام
ای بابا انقدر طول کشید اون ناگفته ها که خودت هم بیخیال نوشتنش شدی
دیدی اخر گذاشتیمون تو خماری😁 هر کاری میکنی موفق باشی ناهید جون 
پاسخ:
خخخخخ اره بخدا، چکار کنم دیگه
البته اخرهاش خیلی خاص نبود، خلاصشو نوشتم اون پایینها😁
نزدیکای یه سالی میشه که داره میگذره از اون موقع ها و من همه چی فراموشم شده 😂
فدای تو بهار جونم😘