پَــس اَز בوشیزِگی

خط خطے هاے مانـבگار

حس عمه بودن

دارم عمه میشم... 

از ته دل خوشحالم

عاشق بچه هام

نمیدونم عمه شدن قراره چه حسی داشته باشه ولی حس میکنم خیلی حس شیرینیه... 

سلام
خیلی حس خوبیه...
یادم بار اول که نوه مون منو بهم عمه میگفت..من متوجه نمیشدم وهمش فکر میکردم.عمه خودم هم اسمم هست رو صدا میزنه...بعدها عادت کردم...
اخی عزیزم، چه جالب😅
ای جان..تبریک میگم...اره اره خیلی خیلیییی شیرینه 


ممنون مهربون❤️
ایـטּ رפزهــا
عجیـب בلـم بـچگـے مـے خواهـב...
"خستـہ ام" ...
فـقط یـڪـ قـلم لطـفاً ...
مے خواهـم خـوבم را خط خـطے ڪـنـم

------------------

دیری است که از زندان های طبیعت ، تاریخ ، ما و من رها شده ام و رسیده ام به دشت هموار و بی کرانه ی رهایی ، مطلق ، بی رنگی و بی سویی ، حیرت،عطش ،عبث ،پوچی.

و اکنون ازآن وادی نیز گذشته ام و رسیده ام به کشوری که برآن گام هیچ کلمه ای نرفته است و خراش هیچ نگاهی بر آن نیفتاده و پاکی بکر آن را پلیدی هیچ فهمی نیالوده است .من اکنون کاشف اقلیمی هستم که خود خالق آنم!و که می داند چه می گویم؟چه احساس می کنم ؟ کجایم؟

دنبال کنندگان ۶ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید
آرشیو مطالب
Designed By Erfan Powered by Bayan