پَــس اَز בوشیزِگی

خط خطے هاے مانـבگار

همیشه هم طلاق اشتباه ترین راه ممکن نیست...

اخییییش آزاد شدم انگار

بالاخره از شر قلعه هزار اردک خلاص شدم

بالاخره به آرزوم رسیدم

بالاخره طلاق گرفتم

تاریخ ۹۵/۱۲/۷ به عنوان تاریخ طلاق ثبت شد

کلا اسفند ماه برای من جزو بدترین روزای عمرم بوده

۸۸/۱۲/۸ تاریخ مزخرف عقدم بود که تقریبا با تاریخ طلاق مصادف هستن

۸۹/۱۲/۲۶ هم تاریخ مراسم چرند ازدواجم بود

یادش بخیر چقد این هفت هشت سال عمرم حرص خوردم و کلا عمرم هدر رفت، ولی زندگی هنوز جریان داره و عمر منم تموم نشده و کلی خوشحالم

به دلیل نبود نت و اینکه لپ تاپ و گوشی رو خانواده شوهر اسبق ازم گرفتن( چون ادعا داشتن من اونا رو ازشون دزدیم!) نتونستم و نرسیدم و نمیتونم و نمیرسم که بنویسم چه ها بر سرم‌گذشته و چه شد که کارم به طلاق کشید و ... اما هر زمان فرصت کنم حتما این خاطرات کوفتی و اخری قلعه رو خواهم نوشت...


ولی برای بیرون اومدن سردرگمی دوستان دلیل اصلی طلاقم و رازی که همه این مدت توی سینه ام حبس بود رو به زبون میارم و میگم دلیل طلاق اعتیاد شوهرم و بی مسئولیتیش تو زندگی و از همه مهمتر پشتیبانی خانواده اش و یکه و تنها بودنم برای ادامه زندگی و مبارزه یکطرفه و بی نتیجه ام بود که ختم به اینجا شد و همچنین بی فکری خانواده خودم و اعتماد زیاد پدرم به خانواده برادرش بود که خدارو شکر بالاخره اونا رو شناخت


پ.ن: از دوستان خواهش میشه به جای اظهار تاسف و ناراحتی، برای اینجانب اظهار شادی و سرور نموده و در جهت وارد کردن فاز مثبت و روحیه مضاعف به اینجانب نهایت کوشش و تلاش خود را مبذول دارند :دی.  با تشکر

ایـטּ رפزهــا
عجیـب בلـم بـچگـے مـے خواهـב...
"خستـہ ام" ...
فـقط یـڪـ قـلم لطـفاً ...
مے خواهـم خـوבم را خط خـطے ڪـنـم

------------------

دیری است که از زندان های طبیعت ، تاریخ ، ما و من رها شده ام و رسیده ام به دشت هموار و بی کرانه ی رهایی ، مطلق ، بی رنگی و بی سویی ، حیرت،عطش ،عبث ،پوچی.

و اکنون ازآن وادی نیز گذشته ام و رسیده ام به کشوری که برآن گام هیچ کلمه ای نرفته است و خراش هیچ نگاهی بر آن نیفتاده و پاکی بکر آن را پلیدی هیچ فهمی نیالوده است .من اکنون کاشف اقلیمی هستم که خود خالق آنم!و که می داند چه می گویم؟چه احساس می کنم ؟ کجایم؟

دنبال کنندگان ۶ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید
آرشیو مطالب
Designed By Erfan Powered by Bayan