پَــس اَز בوشیزِگی

خط خطے هاے مانـבگار

دوری از اینترنت

چقدر بعد یه مدت دوری از اینترنت و ندیدن وبلاگم... دیدن دوباره اش و خوندن نوشته هایی که یادم رفته بودن چه حس خوبی بهم منتقل کرد...

انگار پرم از حرفهای ناگفته ای که برای نوشتنشون لحظه شماری می کنم

نمیدونم چرا وقتی می خوای تویه دفتر بنویسی تموم حرفهایی که توی ذهنت هستن فرار میکنن

اما اینجا...

انگار کسایی هستند که درد دلت رو بشنون و نوشته هات و بخونن

چقدر سخته دوری از اینترنت

پیشواز ماه محرم

در خود شکست آن شب، از خود برید عباس

اوج ولایت است این، خود را ندید عباس
آن عاشقان یکدست، هفتاد تن نبودند...

یک تن شدند، یک تن، اول مرید عباس
با یاد کشتگانش، آیینه خانه ای ساخت

آیینه دار او بود ، آیینه چید عباس
از نسل پختگان بود، خامی نکرد، باری

چون سیب سرخ افتاد، از بس رسید عباس
کی او بهانه جو بود، چشمش به چشم او بود

دستی به دست او داد، غیرت خرید عباس

از قهر، او به دور است ، بی ناز و بی غرور است

اول شهیدِ او شد تا شد شهید عباس
' سید حسن'۱ چه زیبا راز تو را علم کرد

'راز رشید' بودی ، راز رشید... عباس

ایـטּ رפزهــا
عجیـب בلـم بـچگـے مـے خواهـב...
"خستـہ ام" ...
فـقط یـڪـ قـلم لطـفاً ...
مے خواهـم خـوבم را خط خـطے ڪـنـم

------------------

دیری است که از زندان های طبیعت ، تاریخ ، ما و من رها شده ام و رسیده ام به دشت هموار و بی کرانه ی رهایی ، مطلق ، بی رنگی و بی سویی ، حیرت،عطش ،عبث ،پوچی.

و اکنون ازآن وادی نیز گذشته ام و رسیده ام به کشوری که برآن گام هیچ کلمه ای نرفته است و خراش هیچ نگاهی بر آن نیفتاده و پاکی بکر آن را پلیدی هیچ فهمی نیالوده است .من اکنون کاشف اقلیمی هستم که خود خالق آنم!و که می داند چه می گویم؟چه احساس می کنم ؟ کجایم؟

دنبال کنندگان ۶ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید
آرشیو مطالب
Designed By Erfan Powered by Bayan