پَــس اَز בوشیزِگی

خط خطے هاے مانـבگار

ارتباط با خدا

دانشگاه که بودیم یه دوست خیلی صمیمی داشتم

انقدر با هم خوب بودیم که حد نداشت، فقط نامرد یه خورده بی معرفت بود

حالا کاری به این نداریم یه روزی راجع به این دوستم حتما مینویسم

جالب اینجا بود که بعد دانشگاه و ازدواج و رفتن سر خونه زندگی... کم کم با تنها کسی از بچه ها که فکر نمیکردم صمیمی شم یه جورایی صمیمی شدیم...

البته همدیگرو که زیاد نمیدیدم چون از هم دور بودیم ولی همیشه به هم اس میدادیم یا من زنگ میزدم بدبختانه یه نمه خسیس بود این دوستم از یه دونه اس ام اس هم بیشتر برام نمیفرستاد

خلاصه اس ام اسی با هم در ارتباط بودیم

یه روز بهش یه اس دادم که یادم نیست چی بود!!

فک کنم جوابمو نداد.... دوباره بعد یه مدت یه اس دیگه بهش دادم که ایندفعه اس فرستاد که

چند روزه دارم با خودم فکر میکنم رابطه تو با خدا چیه!!!

یه ذره تعجب کردم که چی داره میگه؟ نوشتن یعنی چی رابطه من با خدا چیه؟

نوشت چند وقت پیش داشتم با خدا دردو دل میکردم یه سوالی ازش پرسیدم که دقیقا همون لحظه تو اس فرستادی که جواب سوال من میشد... امروزم داشتم به یه چیزی فک میکردم و بازم با خودم از خدا سوال پرسیدم که بازم تو اس فرستادی و جواب سوال من میشد... خیلی جالبه حتما تو یه ارتباطی با خدا داری... نکنه فرشته ای چیزی باشی

گفتم نمیدونم چی بگم

ولی خوشحالم که رابط بین تو و خدا بودم و جواب سوالاتو بهت رسوندم

بعد این ماجرا شاید حدود یه ماهی شایدم بیشتر

یه روز دوباره براش اس فرستادم که (دلگیر نشو از ادمها نیش زدن طبیعتشان است، عمریست به هوای بارانی میگویند خراب)

جالب اینجاست که اس داد به خدا تو یه رابطه ای با خدا داری!

گفتم چرا چطور مگه؟

گفت بازم داشتم فکر میکردم و ناراحت بودم... اتفاقا از دست یه کی ناراحت بودم که تو این اس رو فرستادی!

خلاصه نمیدونم...

ایـטּ رפزهــا
عجیـب בلـم بـچگـے مـے خواهـב...
"خستـہ ام" ...
فـقط یـڪـ قـلم لطـفاً ...
مے خواهـم خـوבم را خط خـطے ڪـنـم

------------------

دیری است که از زندان های طبیعت ، تاریخ ، ما و من رها شده ام و رسیده ام به دشت هموار و بی کرانه ی رهایی ، مطلق ، بی رنگی و بی سویی ، حیرت،عطش ،عبث ،پوچی.

و اکنون ازآن وادی نیز گذشته ام و رسیده ام به کشوری که برآن گام هیچ کلمه ای نرفته است و خراش هیچ نگاهی بر آن نیفتاده و پاکی بکر آن را پلیدی هیچ فهمی نیالوده است .من اکنون کاشف اقلیمی هستم که خود خالق آنم!و که می داند چه می گویم؟چه احساس می کنم ؟ کجایم؟

دنبال کنندگان ۶ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید
آرشیو مطالب
Designed By Erfan Powered by Bayan