پَــس اَز בوشیزِگی

خط خطے هاے مانـבگار

پَــس اَز בوشیزِگی

خط خطے هاے مانـבگار

درباره بلاگ
پَــس اَز בوشیزِگی

ایـטּ رפزهــا
عجیـب בلـم بـچگـے مـے خواهـב...
"خستـہ ام" ...
فـقط یـڪـ قـلم لطـفاً ...
مے خواهـم خـوבم را خط خـطے ڪـنـم

دنبال کنندگان ۵ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید
۳۰ خرداد ۹۳ ، ۲۳:۴۲

فوران احساسات...


احساساتش گویا فوران نموده است و می خواهد برایمان اداهای عشقولانه از خودش در وکند

ما نشسته در حال دوختن قسمت پاره ای از پیراهنش هستیم که می آید و میخواهد ما را آنگونه که نشسته ایم از زمین بلند کرده و در آغوش بگیرد!!!

میخندم! میگویم اصلا میتوانی از زمین بلندم کنی؟

میگوید پس چی که میتونم و یک مقدار که بلندم میکند همانجا به یکباره رهایم میکند و شپللللللللخ به زمین کوبیده میشوم!

در حال خنده میگویم چی شد نتونستی! خیلی سنگینم!؟

میگه نه پشیمون شدم حوصله ندارم

میگم خو حداقل آروم زمین میزاشتیم خخخخخخخ

یعنی این اعتماد به سقف و زبان آقایان اگر نبود چه میکردند!

۹۳/۰۳/۳۰
ناهید بانو

نظرات  (۱)

۳۱ خرداد ۹۳ ، ۰۰:۱۶ سمیرا نامجو

الهی و الهی

 

چه عشقولانه ی زیبایی

پاسخ:
فدای تو :*******