پَــس اَز בوشیزِگی

خط خطے هاے مانـבگار

دزدی!!!

پریروز طرفای همین موقع بود که به سرم زد کمدمو مرتب کنم

یه خورده مرتب کردم یهو دست بردم جعبه بزرگی که توش جواهراتمو گذاشتمو دربیارم دیدم درش بازه!

حسم بهم گفت یه اتفاق بدی افتاده

فوری نشستم به بررسی کردن طلاهام و متاسفانه متوجه شدم که سه تا از النگوهام نیست!!!

از پریروز تا الان دارم شاخ درمیارم

برام اصلا پول طلاها و قیمتشون مهم نیست و اگه هرجای دیگه گمشون میکردم میگفتم خوب خودم سهل انگاری کردم و دزدینشون یا گم شدن و به جهنم

ولی الان از این لحاظ عصبی ام که چرا باید وسایلم تو خونه خودم اونم در حالی که مطمئنم ورداشتمشون غیبشون بزنه و اونم سه تاشون و باقی بمونه!

اینطوری ادم شک میکنه به افراد خانواده و واقعا نمیدونم چی بگم! حتی به کسی هم مشکوک نیستم و خلاصه اعصابمون از این بابت ریخته بهم

وبلاگت عالیه عسیسم .

اگه با تبادل لینک موافقی با نام تنهایی بلینکم بگو تا بلینکمت :)

بوس
موافق نیستم
ایـטּ رפزهــا
عجیـب בلـم بـچگـے مـے خواهـב...
"خستـہ ام" ...
فـقط یـڪـ قـلم لطـفاً ...
مے خواهـم خـوבم را خط خـطے ڪـنـم

------------------

دیری است که از زندان های طبیعت ، تاریخ ، ما و من رها شده ام و رسیده ام به دشت هموار و بی کرانه ی رهایی ، مطلق ، بی رنگی و بی سویی ، حیرت،عطش ،عبث ،پوچی.

و اکنون ازآن وادی نیز گذشته ام و رسیده ام به کشوری که برآن گام هیچ کلمه ای نرفته است و خراش هیچ نگاهی بر آن نیفتاده و پاکی بکر آن را پلیدی هیچ فهمی نیالوده است .من اکنون کاشف اقلیمی هستم که خود خالق آنم!و که می داند چه می گویم؟چه احساس می کنم ؟ کجایم؟

دنبال کنندگان ۶ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید
آرشیو مطالب
Designed By Erfan Powered by Bayan